تست توجه و تمرکز کانرز برای پاسخدهی به تست توجه و تمرکز کانرز ابتدا با حوصله سوالات را بخوانيد و سپس یک گزینه را انتخاب کنید. 1- لوازم خودم را گم می کنم. ( مانند لیست انجام کارها خودکار – کتاب و یا سایر وسائل) *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)2- پر حرف هستم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)3- همیشه در جنب وجوش هستم مثل این که موتوری من را به حرکت وا می دارد. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)4- انجام سرگرمیهای آرام و ساکت برایم دشوار است. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)5- تحریک پذیر و عصبی هستم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)6- تمی توانم یک جا بنشیتم و حتی وقتی لازم نیست صندلی ام را ترک میکنم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)7- قشقرق به پا می کنم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)8- ایستادن در صف و انجام کارهای توبتی و منتظر ماندن برایم سخت است. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)9- در انجام کارها یا سرگرمی ها تمرکز تدارم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)10- از انجام کارهای جدید اجتناب میکنم چون به تواناییهای خودم اعتقاد ندارم *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)11- از درون احساس بی یقراری دارم حتی زمانی که نشسته ام. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)12- در حین انجام کارها، صداهاي اطراف یا چیزهایی که میبینم حواسم را پرت میکند. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)13- در کارهای روزمره فراموشکار هست. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)14- وقتی کسی در حال صحبت کردن است برایم سخت است گوش کنم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)15- در انجام امور کوتاهی میکنم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)16- همیشه در حرکت هستم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)17- نمی توانم کارهایم را به پایان برسانم مگر آن که زمان مشخصی برایم تعیین شده باشد. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)18- دست و پایم را تکان میدهم یا در جایم تکان می خورم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)19- بی دقت هستم و تمرکز به جزئیات برایم دشوار است. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)20- در کارهای دیگران دخالت می کنم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)21- تکالیف یا فعالیتهایی که به کار فکری زیاد تیار دارد را دوست ندارم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)22- بی قرار و پر تحرک هستم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)23- گاهی آنقدر روی کاری تمرکز دارم که متوجه هیچ چیز دیگری تمیشوم و گاهی کوچکترین محرکی حواسم را پرت می کند. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)24- نمیتوانم فکرم را روی چیزی متمرکز کنم مگر اینکه خیلی برایم جالب باشد. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)25- قبل از این که سوالی تمام شود پاسخ می دهم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)26- به سختی تکالیف یا کارهایم را به اتمام می رسانم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)27- وقتی دیگران مشغول انجام کاری هستند، مزاحم می شوم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)28- اشتباهات گذشته ام باعث شده که به خودم بی اعتماد باشم. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)29- اتفاقات اطراف حواسم را پرت می کند. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)30- نظم دادن به تکالیف و کارهایم برایم دشوار است. *اصلا (به هیچ وجه، هیچگاه)گاهی (هر از چند گاهی)زیاد (بیشتر اوقات، غالبا)خیلی زیاد (اکثرا، همیشه)نام و نام خانوادگی *تاریخ تولد *رشته و مقطع تحصیلی شغل *وضعیت تاهل *محل سکونت Phoneارسال